محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
51
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آنان را از دينشان جدا سازد و به جبر و عنف به آيين مسيحيت كشد . كليساى اسپانيا نيز در كنار پاپ همين نغمه را مىسرود . ولى اين سياست ستمكارانه به كندى تمام پيش مىرفت و تنها در اواخر قرن پانزدهم كه دولت غرناطه روى به زوال نهاده بود گسترش يافت و سرعت گرفت . وجود مملكت غرناطه خود يكى از عواملى بود كه پادشاهان مسيحى را در قبال باشندگان به تسامح وامىداشت . زيرا پادشاهان مسيحى علاوه بر اينكه نمىخواستند آرامش جوامع ممالك خود را برهم زنند ، از آن بيم داشتند كه مبادا حكام غرناطه از مسيحيانى كه در بلاد غرناطه سكونت دارند انتقام كشند ، يا در آن سوى دريا در بلاد مغرب يا در ديگر ممالك اسلامى چون مصر و آسياى صغير دست به آزار مسيحيان گشايند . با وجود اين ميان مسلمانان باشنده و مسيحيان موارد متعدد افتراق بود بسيارى از ايشان به همسايگان خود تشبه مىجستند و اين امر به مرور زمان سبب شد كه آنچنان با آنان درآميزند كه زبان و دين خويش را هم از دست بدهند . و ويژگيهاى نژادى خود را فراموش كنند . و كمكم در مجتمعى كه در آن مىزيستند حل شوند و به تدريج قشتالى و مسيحى شوند و علمايشان كتب دين و شريعت را به زبان قشتالى نويسند . در ميان باشندگان ادبيات قشتالى هم رواج داشت و اين امر تا مدت زيادى ادامه يافت حتى بعد از اخراج عربهاى نو مسيحى از اسپانيا . « 9 » با اين همه باشندگان قيافه خاص خود را داشتند و ميان ايشان و مجتمع قديم مسيحى تفاوت و تباعد آشكار بود . « 10 » طوايف مسيحى اسپانيايى هم كه در شهرها و ثغور اسلامى مىزيستند و به عنوان مسيحيان معاهد يا مستعربين ( به اسپانيائى sebarazoM ) خوانده مىشدند وضعى مشابه باشندگان داشتند . آنان نيز سالها در سايه حكومت اسلامى از رعايت و تسامح
--> ( 9 ) . مراد از آن ادبيات الخمياد و odaimajlA است و آن عبارت است از نوشتن زبان قشتالى به خط عربى با اعراب . عربهاى مسيحى شده نيز مجبور بودند كتب دينى خود را پس از آنكه آموختن و به كار بردن زبان عربى بر آنان حرام شد به زبان قشتالى بنويسند و ما پس از اين در اين باب سخن خواهيم گفت . ( 10 ) . . 56 . P . I . V , noitisiuqnI eht fo yrotsiH : aeL . rD